عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
300
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
و از خواهشها دست بازداشتن است . 30 إنّما الكرم بذل الرّغائب و اسعاف الطّالب : براستى كه كرم كردن اشياء دلپسند و دوست داشتنى را بخشيدن و خواهنده را كام روا ساختن است . 31 إنّما الدّنيا متاع أيّام قلائل ثمّ تزول كما يزول السّراب و تقشّع كما ينقشع السّحاب : براستى كه جهان متاع و توشهء روزكى چند بيش نيست آن گاه ناپديد مى گردد بدان سانكه سراب ناپديد مىشود و پاره شده و از ميان مى رود ، همچنان كه ابراز ميان مى رود . 32 إنّما البصير من سمع ففكّر و نظر فابصر و انتفع بالعبر : براستى كه مرد بينا كسى است كه بشنود و در آن تفكّر كند و نظر ( در كار جهان و گردشهاى گيتى ) كند و بينا گردد و بعبرتها و پندها پند آموزد و سود بر گيرد . 33 إنّما الحليم من إذا أوذى صبر و إذا ظلم غفر : براستى كه بردبار كسى است كه اگر آزار بيند صبر كند و اگر بر وى ستم شود بگذرد ( لكن سخت بپرهيز از اين كه اين كار را با غير اهلش بكنى كه كار ببد جائى خواهد كشيد ) . 34 إنّما المرء مجزىّ بما أسلف و قادم على ما قدّم : براستى كه مرد بدانچه كه پيش فرستاده است ( از كارهاى نيك ) جزا داده مىشود و بدانچه از گناه كه مقدّم داشته است خواهد رسيد . 35 إنّما الكيّس من إذا أساء استغفر و إذا أذنب ندم : براستى كه هشيار و زيرك كسى است كه اگر بد كند آمرزش خواهد و گاهى كه گناه كند پشيمان گردد . 36 إنّما زهّد النّاس فى طلب العلم كثرة ما يرون من قلّة عمل من عمل بما علم : براستى كه مردم براى اين در طلب علم زهد ورزيده و كنار كشيدند كه از بس ديدند كسانى كه اهل علم اند كمتر بعلمشان عمل ميكنند ( در زمان ما كه كار بدرجاتى از عمل نكردن بعلم بالاتر رفته هر چه علمشان بيشتر مىشود باصل مبدء و مطلب بى اعتقادتر ميشوند و برخى كسان كه به لباس اهل علم ملبسّ اند كارهائى ميكنند كه غير اهل علم اصلا گرد آن نمى گردند و بجاى اين كه باران علم دلهاى آنان را شست و شو دهد علفهاى هرزه بى اعتقادى و كبر و كين و خودپرستى را بهتر نيرو داده